سيد محمد باقر برقعى

479

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

برزخ به مثال برج معروف * با توپ و تشر چنان شراره در پاسخ تسامح و تساهل * پرسنده به لفظ ، با اشاره يك عدّه در اعتراض جدّاً * يك عدّه ز دور در نظاره جمعى به وساطت و دخالت * يك جمع دگر به فكر چاره ( مأمور نبود ، يار اگر بود * مىكرد به گوشه استخاره ) هنگام سؤال و بحث و پرخاش * آقاى وزير چندكاره مىداد جوابشان به نرمى * با روى گشاده ، چند باره مىگفت يكى : « مهاجرانى * ماه است و بلكه هم ستاره » در پاسخ او يكى دگر گفت * محكم به مثال سنگ خاره : « اى عامل غرب ، اى فلانى ! * اى ابن فلان جيره‌خواره » از جمع مهاجمان كسى گفت * « خاموش ! خودش جواب داره » از بين موافقان صدائى * افزود : « كسى نمىگذاره » يك شخص مخالف از وسط گفت * « بايد كه دليل هم بياره » آقاى وزير ، گرم پاسخ * ناگه دو دست از كناره آمد به ميان و شد قاراشميش * چون سيل ز بارش بهاره مشت و لگد و سقلمه باريد * چندين يقه نيز گشت پاره در آخر گفتمان ! به يك آن * ( در فاصلهء نخير و آره ) برطبق شواهد و مدارك * از روى قرائن و اماره انگشت اشاره‌اش شكستند * « العاقل يكفيه الاشارة » ديپلماسى خارجى در حاشيه شكستن انگشت وزير ارشاد و سخنگوى دولت پاسخگو در روزنامه جمعه 13 / 6 / 1377 كه عدّه‌اى گويند آنچه شكست انگشت سبّابه بوده است . . . ( العهدة على الراوى ! )